نهضت ما فراگیر است – رمز بقای ما هم همین است

بخش سیاسی -  تئوریک
اسدالله کشتمند
نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان بر پایه ترکیبی از اندیشه های عدالتخواهانه چپ دیروزی واندیشه های جستجوگرانه نوین ناشی از تغییرات سیاسی واندیشوی سالهای پایانی قرن بیست و وفادار به اندیشه مرکزی تامین «عدالت اجتماعی» ایجاد گردیده است. بنظرما این سازمان بدیل قابل اعتبار سازمان سیاسی منطبق با شرایط نوین را تشکیل میدهد. نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان فرایند طبیعی ومنطقی تفکر وتبادل اندیشوی طیف قابل ملاحظه ای از مبارزین رده های مختلف سازمانهای چپ دیروزی است .این سازمان بر پایه مطالعه دقیق ضرورتهای لحظه حاضر وامکانات پذیرش سازمان از جانب طیف وسیعتری از نیروهای آماده چپ دیروزی وعدالتخواهان جدیدی که در این راه گام میگذارند،تطابق برنامه عملی آن بر شرایط و امکانات جدید وهمخوانی با زمینه های موجود مبارزه جهت به ثمر رسانیدن اندیشه های مطروحه ایجاد شده است.بر مبنای همین زمینه سازی منطقی واصولاً طبیعی بود که عده قابل ملاحظه ای از رفقای دیروزی به صفوف آن پیوستند.در نتیجه نهضت فراگیردر مقیاس کوچکترو با در هم آمیزی سهل تری، بازسازی نیروی چپ دموکراتیک دیروزی است برپایه تفکراتی که ملهم از روح اندیشه های دیروز ی است ومقتضیات نوین زندگی رادر صدر قرار داده است.
طبیعی است اولین تعریفی که در رابطه به نهضت فراگیر در فکر خطورمیکند عبارت است از حضورفزیکی طیف وسیعی از نیروهای چپ دموکراتیک. این دقیقاً همان پدیده ای است که در مورد سازمان ما رخ داد.ولی نباید از یاد برد که پدیده اجتماعی بزرگی مانند ایجاد یک حزب سیاسی از مراحل مختلف(گاهی با سرعت زیاد)عبور می کند وبا ایجاد وقوام ماهیت تعین کننده سیاسی برای خود، از مرحله حضور ضروری فزیکی تمام ارکان متشکله به مرحله حتی یک دست شدن حضور فزیکی نیروهای متشکله ولی حفظ ماهیت قوام یافته نوین میگردد.یعنی ماهیت وخصوصیتی نوین ایجاد می گردد و در این صورت حضور فزیکی در سایه این خصوصیت نوین قرار میگیرد.آنچه در چنین شرایطی به میان آمده است پدیده نوینی است که فقط می تواند نمادی از «همه» باشد. این هم پدیده ای است که در نهضت ما رخ داد؛ در حقیقت امروز حضور یک بخش از نیروهای سیاسی دیروزی که از یکی از احزاب متشکله ائتلاف دیروزی در قدرت را نمایندگی می کند ،بطور چشمگیری بیشتر از دیگران است ولی نهضت ما ،مال «همه» است؛«فراگیر» است.
و اما آیا حضور فزیکی به تنهائی هویت وماهیت فراگیر می بخشد؟ مسلماً که نه. من معتقدم که تثبیت «محل» در چهارچوب سیاسی وعقیدتی برای اندیشه طیفهای مختلف میتواند بمراتب گویا تر از حضور فزیکی باشد زیرا تحول اندیشه انسانهابر عکس حضور فزیکی، پدیده ای بسیار بغرنج وگریز پا از قواعد متکی به ایستائی است. بدین ترتیب در بسی موارد حضور فزیکی میتواند فقط نمادی از یک اندیشه مشخص فقط در گذشته ها باشد و همین حضور فزیکی در شرایط نوین«حال» می تواند نمادی از اندیشه هائی دگرکونه حتی وارونه نسبت به گذشته ها باشد.بناً برای فراگیر بودن باید «محل» اندیشه های متفاوت را در درون نهضت اهمیت بیشتر داد.ما با این تعریف فراگیر هستیم بویژه اینکه در تما م اسناد پایه ای ما «محل» اندیشه های گونه گون با تعبیر روشن «موجودیت گرایشها» محفوظ است.
متاسفانه بعضاً درک بسیار مبتدی و کهنه ای در درون نهضت ما تبارز می کند و آن اینکه اکنون دیگر بخشی از نمایندگان برجسته سایر گرایشهادر نهضت جا خالی کرده اند پس نهضت ما تقریباً«یک دست» واز لحاظ اندیشه ای متشکل تر و «با سر وصورت تر» شده است و در نتیجه نباید دیگر روی خصوصیت فراگیر تاکید کرد وبهتر است که از نهضت یک پارچه ومتحد صحبت شود.این طرز دید گذشته از کهنه بودن آن بسیار خطرناک ومهلک است.برپایه چنین تفکری ما از واقعیتهای موجود بسیار فاصله خواهیم گرفت، ومورد قبول هیچ کس دیگری جز خود ما نخواهیم بود یعنی همان «محل» راکه «اندیشه های دیگر» در کالبد نهضت ما بخود اختصاص داده اند(و متاسفانه عدم حضور فزیکی صاحبان آنها حفظ وحراست آن را دشوار میسازد)، منتفی می شماریم وفراگیر بودن را در مقیاس همین نادیده گرفتن محدود می سازیم.
واقعیت اینست که تعاریف واصول مبارزاتی دیروز به همان شکلی که بود به درد مقتضیات امروزی نبرد توده ها نمی خورد.این بدان معنی است که راها واصول وشیوه های جدید را باید جستجو کرد.در این راهیابی ها اگر ما تنها به یک قطب ، به یک طیف، به یک سازمان ویک نوع اندیشه چپ اتکا کنیم نتیجه از قبل معلوم است وآن اینکه محدود باقی مانده ایم . در اینجا است که یک بار دیگر اتکا به خصویات راه یابی « فراگیر » در دستور روز قرار می گیرد. در این صورت تنها سازمانی میتواند پیروزمند باشد که نه تنها معتقد به فراگیر بودن است بلکه آنرا در عمل روزمره بکار می بندد.نهایتاً حرف بر سر اینست که ما میخواهیم در عرصه کارزار اجتماعی در کشرما مطرح وموثر باشیم یانه و فقط میخواهیم «عطش خودخواهی مبارز نمایانه» خودرا فروبنشانیم وبه دیگران در حرف وانمود کنیم که بیشتراز دیگران به گذشته وابسته ووفادار هستیم. جای تذکر دارد که هر نوع نفی گذشته آگاهانه وپر افتخار ما، احساسی آگنده از پلیدی و نا میمون است ولی چسبیدن به گذشته ها تا حدی که مانع پیشرفت مبارزه اجتماعی گردد، کاری است بد تر ونهایتاً چیزی نیست جزبرخوردی بزدلانه در میدان عمل مبارزه اجتماعی.

این موضوع ،یعنی تغییر در ترکیب فزیکی ولی حفظ ماهیت ایجاد شده نوین را، قدری بیشتر بکاویم: در تدارک،بنیانگذاری وآغاز به کار نهضت ما حضور همین طیف وسیع ومتنوع نمایندگانی از ارکان مختلفه جنبش چپ دیروزی افغانستان ،به طور چشمگیری نمایان بود.در تمام مراحل تدارکاتی ونضج گیری جنبش بخاطر ایجاد نهضت نما یندگانی از بخش های مختلف «پر چمی» های دیروز (مخالفین پلنوم هژده، موافقین پلنوم هژده، میانه ای ها وغیره) ،«سازائی» های دیروزی،«گروه کاری» های دیروزی وافراد دیگری حضور داشتند.حتی نام «نهضت میهنی» بوسیله رفیق بغلانی از رهبران سابق «سازا» پیشنهاد وپذیرفته شد.بنیادی ترین اندیشه های نهضت بوسیله رفیق سلطانعلی کشتمند مطرح گردید ودر طول چندین سال وبه وسیله جمع با اهمیتی ازرفقامورد بحث قرار گرفت وپخته شد و امروز رهنمای عمل ما است.این نهضت مال همه نیروهای ترقی خواه چپ دموکراتیک کشور مااست .خانه مستحکمی بنام نهضت ایجاد وشد وگروه های بالنسبه بزرگی از وطنپرستان ونیروهای چپ دموکراتیک در آن جا گرفتند.آنچه ایجاد شده است نهضتی است با ماهیت فراگیر ، بدون تعلق به هیچ گروه متشکله دیروزی و از همان آغاز برپایه تنوع اندیشه وتفکر و موجودیت گرایشها ایجاد گردید.زنده یاد رفیق محمود بریالی یکی از بنیاد گذاران برجسته نهضت در باره ضرورت وجود گرایشهادر درون نهضت بمثابه ضامن خصوصیت فراگیر آن تاکیدات فراوان داشت.
بمثابه قانون عام مبارزه اجتماعی ،عده ای در مراحل بعدی از نهضت فاصله گرفتند وعده دیگری به آن پیوستند وشاید فردا عده بازهم بیشتری در این جابجائی ها نقش داشته باشند.
در این جا با صراحت اعلام میدارم که مرا عقیده بر این است که ما «پرچمی» های دیروزی این نهضت را تداوم تنها حزب دموکراتیک خلق افغانستان نه بلکه تداوم مبارزات وعصاره اندیشه های عدالت خواهانه مجموع جنبش چپ دموکراتیک دیروزی ،میدانیم.حضور فزیکی برتر مادر صفوف نهضت، حق برتر برای ما به بار نمی آورد وهر گاه بخواهیم این حضور برترفزیکی را مستمسک قرار بدهیم ،از ماهیت فراگیر بودن نهضت خود کاسته ایم ودر نتیجه ازبرد اندیشه ای سیاسی ونقشی که نهضت می تواند در سرنوشت کشور داشته باشد کاسته ایم.

یکی از خصوصیات برجسته نهضت ما که ضامن اصلی فراگیر بودن آن نیز میباشد عبارت است از وجود گرایشات درد رون سازمان.گرایش را باید با صراحت از فراکسیون تفکیک کرد.فراکسیون در درون یک حزب سیاسی چپ مهلک وکشنده است ولی گرایش نیروی محرکه تحول فکری آن راتشکیل میدهد.فرکسیون یعنی جنگ خفته وخزنده دائمی فرکسیون با سائرین ویا سائر فرکسیونها .فرکسیون یعنی تعین موضع از قبل آماده در همه موارد و دفاع از منافع گروپ فرکسیونی در همه جا وهمه حال ولو اینکه فرکسیون محق باشد ویا به ناحق. در حقیقت موجودیت فرکسیون مانع قاطع وکامل در برابر نو اندیشی و آزاد اندیشی است. هیچ نوع آزاد اندیشی در کادر فرکسیون نمی گنجدو اگر تغییری هم در این عرصه بمیان آید بقدری بطی است که در برابر واقعیت های در حال تغیر زندگی باز هم یک گام به عقب خواهد بود.در حالیکه در موجودیت گرایش هیچ کس وابسته به گروه ویافرد دیگری نیست بلکه به یک طیف از اندیشه تعلق دارد که با کسان دیگر فقط در هر مرحله ای شباهت نظری میرساند .هر وقتیکه گرایش با واقعیت ومقتضیات مبارزه تطابق بهتر داشته باشد نیرومند تر می گردد وزمانی که محدوده کارآئی و تطابق آن با ضرورتهای مبارزه ضعیفتر گردد ، از لحاظ اهمیت در رده پائین تری قرار می گیرد در حالیکه فراکسیون به دور خود دیوار کشیده و همیشه در فکر دفاع وتعرض برپایه منافع گروپی خود است.
روابط درونی و ایجاد تناسب دلخواه در درون فرکسیون خود ماجرای دیگری است که گرایش از این بلیه دائماً فعال در امان است.
در درون سازمانی مانند نهضت فراگیر جای افراد ، از لحاظ مواضع اصولی با در نظر داشت اوضاع وتحلیل هر یک از آنان در حال تغیر است در حالیکه جای فرد در کادر فراکسیون در درون سازمان مانند پرزه دائمی بلاتغیر باقی می ماند یعنی اینکه در چارچوب فرکسیون زندانی یک موضع جمعی است.ما در دورانی زندگی می کنیم که ارمغان فرهنگ وتمدن وتجربه مبارزه انقلابی چنین است که افراد هر یک بصورت آگاهانه وبا تعقل در درون سازمانی مانند نهضت فراگیر حامل اندیشه ویا لا اقل حامل این راده باشد که آزادنه بیاندیشد وفرآورده ای شخصی برای جنبش داشته باشد واین دقیقاً آن چیزی است که فرکسیون در برابر آن میایستد. ناگفته نباید گذاشت که در درون فرکسیون ها بعضاً در خشان ترین وبا هوش ترین افراد میتواند وجود داشته باشد ولی برای بکار بست فرایند اندیشه های درخشان چنین افرادساختار فرکسیون مانع ایجاد می کند؛ اندیشه های این افراد باید از فلتر سلسله مراتب فرکسیون که در آن انواع مخالفتها، کم فهمی ها وسوً تفاهمات میتواند وجود داشته باشد، بگذ ردو در همین حال واحوال زندگی با حوادث آن در گذر است واندیشه نوینی که از جانب این افراد متبارز گردد در بسی حالات از دور خارج میگردد درحالیکه کسانی که در کادر یک گرایش فکری عمل می کنند میتوانند بلافاصله اندیشه خود را در آزمون روز گار قرار دهند.
ما در اوضاع کنونی تاهنوز هم با جرئت گفته می توانیم که نهضت ما فراگیر است.تلاشهای فراوانی صورت گرفته است تا این خصوصیت نجات بخش از درون سازمان ما زدوده شود ولی ضرورت زمان وسخت جانی واقعیت ضرورت مبارزه موثر تا کنون توانسته ا ند در برابر این تمایل خطرناک بایستند.
اگر روزی خصوصیت فراگیر از نهضت ما ناپدید گردد علت وجودی نهضت ما در سطح علت وجودی سازمانهای کوچکی قرار خواهد گرفت که فقط به داشتن نام پر طنطنه و چند شعار دل خوش کننده اکتفا می کنند .طبیعی است که در صورت کمرنگ شدن وبالاخره ناپدید شدن خصوصیت فراگیر، افراد آزا داندیش، متفکر ودلسوز بحال جنبش در آن جائی برای خود نمی یابند.این بد ترین سناریوئی خواهد بود که در فرجام آن «خشک شدن» ونابودی یک سازمان را در پی خواهد داشت.
تذکر بجائی خواهد بود اگر گفته شود که امروز دیگر دوران فراکسیون ها در احزاب مترقی پایان یافته است. فراکسیون ها وفعالیت های آنها در گذشته های احزاب انقلابی یک پدیده درد آور تحمیل شده شرایط بود. آن شرایط برای همیشه متحول گردیده وباز نخواهد گشت.فرکسیون زاده شرایط خاصی بود وتوانست در مراحل نادری در درون جنبش انقلابی جهانی (و آنهم بیشتر در اوایل) سلامتی اندیشه های مترقی را در برابر هجوم اندیشه های مخالف و انحرافی حفظ کند.آن دوران دیگر برای همیشه سپری شده است.مسلم است که سیاست واندیشه با روند زندگی روزمره در پیوند تفکیک ناپذیر قرار دارد. پیشرفتهای علمی وفنی بخصوص در عرصه تبادل اندیشه و افکار واطلاعات سراسر زندگی وشیوه زندگی انسانها را بصورت بنیادی تغیر داده است وبصورت طبیعی محل مناسبی برای موجودیت فراکسیون باقی نمی ماند.این پیشرفتها رابطه انسانها را بطور بیسابقه ای نزدیک تر ساخته وتبادل اندیشه را بطور اعجاب انگیزی آسان ساخته ودر نتیجه تحولات در تغیر اندیشه های انسانها را سریعتر ساخته و جای بسی از تلاشهای فردی وگروهی را بسادگی گرفته است.در چنین اوضاعی حفظ یکپارچگی اندیشه ای فراکسیونها ضربه هولناکی را متحمل شده وقابلیت حیاتی خود را بسرعت از دست میدهد.

ما امروز در موقعیتی قرار داریم که موظف هستیم این روحیه وخصوصیت فراگیر بودن را نه تنها در درون سازمان ما بلکه در رابطه به همکاری ونزدیکی با سائر احزاب چپ ودموکراتیک بخصوص آنانی که با ما وجه مشترک نیرومند دارند،بکار بندیم.وفاداری به خصوصیت فراگیری مارا وامیدارد که در کارزار شریفانه وحدت نیروها بخصوص وحدت با حزب متحد ملی برپایه اصول مورد قبول از حد اعلای نرمش وآمادگی روانی کار بگیریم.ما بائیستی در راه نزدیکی نیروها ازاتحاد های کوتاه مدت ومقطعی گرفته تا سرحد وحدت استراتیژیک با احزاب وسازمانهائی که با ما وجوه تشابه دارند دریغ نورزیم. تامین وحدت عملی با نیروهائی که با آنها وجوه مشترک اساسی واصولی داریم یک نبرد است؛ نبردی شریفانه وپر افتخار ،نبردی برای نشاندن هدف مقدس خدمت به مردم بر تارک سازمان واحدی که به آن دست خواهیم یافت.

در فرجام با صراحت اعلام میدارم که رمز بقای هسته اندیشه های والای انسانی دیروزی ما فقط وفقط در کادر آزاد اندیشی وفراخ دلی سازمانی نهفته است وبس. پس ما باید از فراگیر بودن نهضت خود با تمام وجود پاسداری کنیم .

نظر ها
افزودن جدید جستجو
جلیل پرشور   |84.13.197.xxx |2009-02-04 16:11:51
کد:
رفیق محترم اسد الله«  کشتمند» ! درود
بشما :

نوشتهً شمارا با تمام
دقت خواندم وبسیار خوشحالم که رفقایی
مانند شما، باثر عمق بینش شان درمورد زنده
گی وفعالیت تشکیلاتی نهضت فراگیر
دموکراسی وترقی افغانستان ،دسترسی به
آن فعالیت های مرموزی یافته اند که آنرا
بدون شک فعالیت خرابکارانهً فرکسیون
بازی درداخل نهضت میتوان گفت.
من ،
بارها وازطریق ده ها نوشتهً خود ، فرکسیون
هارا به مثابهً زندان های سیاسی برای
گروگان گیری اعضای آن سازمانها ( باوجود
صداقت وصلاحیت فکری) ایکه دارند؛نامیده
ام وافشاکرده ام.
سرجوخه داران
فرکسیون درهرحزب وسازمانی خطر آفرینند
وبرای حفظ سلطه وتا ً مین مقاصد واهداف
مختلف شان؛ دست به هرتلاش ،
مانور واقدام خطرناک میزنند .
ما به صفت
اعضای یک حزب پر افتخار وقربان شده ً
اهداف جنگ سرد ، ثمرات ولذات(!)
شوم فرکسیون بازیهای متعدد وطولانی را
بیشتر ازسایرین ، دیده وچشیده ایم
وهرگز اشتیاقی برای دوام آن نباید داشته
باشیم.
نهضت فراگیر ما،بنابر فعالیت
وسیع ولاینقطع فرکسیون بازی ومهارت چند
بازیگر موردتفقد قرار گرفته، جدا ً به خطر
چند دسته گی وبحران مواجه
گردیده است.من، سالهاست که اهداف وسیاست
فراگیربودن وتحمل نه تنها دیگراندیشان
بلکه افرادی مثل خودرا دراین ساختار که
به وسیله چندفردعاشق شیوه های استبدادی
وتحکم دور از تدبیرونزاهت
سیاسی وتشکیلاتی مدرن حزبی به سوی تجرید
شدن وتخلیهً نهضت از وجودبهترین سربازان
حزب دیروز وزحمت کشان وطن ازصفوف آن،
آگاهانه سوق داده میشود ،ندیده ام وشاهد
نیستم .
اگر اهداف این سازمان ،
اصولیست که شما دراین نوشتهً تان از آن
تذکرداده وبر عملی شدن آن اصرار دارید ؛
بهتر است دست به دست هم داده وبا لشکر
عظیم حزبیهای متحول شده ودارای اهداف
دموکراتیک واقعی،یکجا شوید وگلیم سیاه
فرکسیون بازی را که برای بقا در جایگاه
شیطانی شان از بازیچه ساختن مقدسات ، نام
رهبران به ابدیت پیوسته وصداقت و اعتماد
رفقا نیز،دریغ نمیکنند ، جمع کنید
.
آیا، این دغلبازیها ومکاره گری
ها وهمدست شدن با « نیرون »به خاطر کسب
اعتماد خانواده های بزرگ حزب ، نه به خاطر
آنست که میخواهند تا آب از آب تکان نخورد
وهمه اموربه سان گذشتهً درد آلود ناشی
ازبی اتفاقیها ،ثابت (!)
باقی بماند.؟
اگر فعالیتهای فرکسیون
وافراد پشت پرده ً پر مدعا، عامل این
همه نابسامانیها ومشکلات نیست ،پس
اینها کیها اند که پروسهً مذاکرات وحدت
(حیاتی) برای رفقا ومردم
زحمتکش افغانستان را هر روز به مشکلات
جدید مواجه میکنند ورفقای شریف ومقاوم
داخل وطن را تحت فشار قرار داده
وحتی قرار اطلاع ، آنها را درصورت عدم
اطاعت از هدایات کهنه شده وکلیشه یی به
عاریت گرفتهً شان، به قطع کمک های ناچیز
مالی که خیرات آنها، نی ، بلکه حق العضویت
اعضای نهضت دراروپا میباشد ،
تهدید میکنند.
درضمن حمایت مجدد
از اهداف ضد فرکسیونی تان در  دفاع
ازفراگیر بودن نهضت،اگر قصد
مبارزه ومقاومت علیه این
انحرافات درداحل حزب ما ، ازطرف
رفقای با احساس وآگاه با رسالت ومبارزین
درشرایط فعلی بحرانی افغانستان
وجهان وجود داشته باشد ، تمام حزبیهای
وحدت طلب وفداکار ازاین نوع تلاشها ونیات
خیر سیاسی وحزبی ، حمایت
خواهند کرد.
بیایید، فرکسیون را درداخل
تشکیلات نهضت بخشکانیم ، تا حزب ما
ونهضت ما نخشکد وهمه رفقا بهم برسیم
ومتحدانه وقوتمند برای مطرح شدن
دروطن وخدمتگذاری به آن میهن خراب شده
ومردمان محتاجش مصدر خدمات شائیسته شویم
.
اعتقاد جدی دارم که دراولین روز
قطع شرایین زنذه گی ننگین فرکسیون بازی
وطرد فرکسیون بازان ازدامان مقدس حزب ما
، آشتی همه گانی ، مصالحهً واقعا ً حزبی
ووطنی وگرم جوشی وطن پرستانه
وفراموش نشدنی یی به وجود خواهد آمد وما
به لشکر عظیم ونیروی فکری متحدی مبدل
خواهیم شد که آینده ساز است.
با درود های
گرم : جلیل پرشور

پیروز باد وحدت صادقانه
دربین رفقای ما !
نابود باد فرکسیون
بازی وفعالیتهای خرابکارانه درداخل حزب
ما !

زنده باد وطن ومردمان زحمتکش
وشریف آن !
بادرود واحترام .جلیل پرشور

اسدالله کشتمند   |84.13.197.xxx |2009-02-03 11:43:56
رفیق محترم جلیل پرشور!با عرض سلامهای
گرم.سپاسگذارم از اینکه نوشته این ناقابل را
مورد تفقد قرار دادید.ضمن عرض پوزش ،میخواستم
در اینجابا صراحتی که جای هیچکونه شبهه ای
باقی نماند اعلام بدارم که تصوری را که شما از
نوشته من برداشته اید،منطبق با آن چیزی نیست
که من در نظر داشته ام بدین معنی که:
شما تصور
دارید که نوشته من افراد معینی را آماج قرار
داده است و از من دعوت می کنید که :«... بهتر است
دست به دست هم داده وبا لشکر عظیم حزبیهای
متحول شده ودارای اهداف دموکراتیک
واقعی،یکجا شوید وگلیم سیاه فرکسیون بازی را
که برای بقا در جایگاه شیطانی شان از بازیچه
ساختن مقدسات ، نام رهبران به ابدیت پیوسته
وصداقت و اعتماد رفقا نیز،دریغ نمیکنند ، جمع
کنید»
رفیق محترم !من بطور کلی وتئوریک درباره
مضار فراکسیون بازی نوشته ام نه درباره عده ای
که شما آنهارا نشانی کرده اید.
جا دارد با
احترام تمام به احساس وتلاشهای دائمی شما عرض
کنم که با لحن وشیوه ای که در جهت ابراز نظر
یات تان سائر رفقا را مورد حمله وحتی مورد
تحقیر قرار میدهید موافق نیستم.من این شیوه را
کاملاً رفیقانه نمیدانم وآن را برای نزدیکی
بیشتر رفقا وتفاهم رفیقانه مفید نمیدانم.در
سازمان فراگیری مانند آنچه ما از آن
برخورداریم این روحیه با تمام ارکان ذاتی
سازمان در ضدیت قرار میگیرد.اگر دیگران هم به
همین شیوه برخورد کنند ، فضائی بکلی تیره وتار
ایجاد خواهد شد که در آن صورت آرزوهای هیچکسی
برآورده نخواهد شد.
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

اانتخابات ، تجارب و درس ها

یک تصویر، یک خاطره

یک آهنگ یک سرود ; لمحه ای از تاریخ

Bella Ciao


 

قصه یک شعر

قصه یک شعر
از حضورمهاجرین سیاسی ایرانی در کابل، مدتی نگذشته بود که عده زیادی ازفرهنگیان کشور ما، از راه های مختلف به شعبه روابط بین المللی کمیته مرکزی ح.د.خ.ا. که میزبان این دوستان بود، مراجعه نموده وآرزوی دیدار با آنها را داشتند.